آلبرت اينشتن
آلبرت
اينشتن پس از چندى به سوئيس رفت و در مدرسه دارالفنون زوريخ ثبت نام كرد.
در سال 1900 كه وى در آستانه بيست و يك سالگى بود، دكترا در رشته فلسفه
دريافت كرد و به تدريس فيزيك و رياضيات در دانشگاه مشغول شد.
وى در سن بيست و دو سالگى، بر اثر مشكلات مادى زندگى، به عنوان عضو اداره ثبت اختراعات مشغول بكار گرديد، اما لحظهاى از پژوهشهاى علمى باز نمىايستاد و اوقات فراغت خود را به تحقيق و مطالعه مىپرداخت.
مطالعه تجارب آلبرت ميكس آمريكائى، او را سخت به فكر و انديشه مشغول كرد و در سن بيست و شش سالگى تئورى خود را در مورد نسبيت منتشر كرد.
اين تئورى كه به تئورى نسبيت اينشتن معروف مىباشد و كمتر كسى است، كه قادر باشد، آن را به طور كامل درك نمايد، آلبرت اينشتن را مشهور نمود. اما آوازه شهرت براى او مايه دردسر بود، زيرا آلبرت علاقهاى به شهرت نداشت و گمنامى را بر آن ترجيح مىداد.
در سال 1913 دانشگاههاى زوريخ، پراك و برلن او را براى تدريس دعوت كردند و به خدمت در آموزش و گسترش علم گماردند.
در سال 1916 با رفاه مادى كه براى او ايجاد كردند، از آلبرت اينشتن خواستند كه تمام وقت و نيروى خود را صرف پژوهشهاى علمى نمايد. با ادامه كارهاى تحقيقاتى و علمى، اينشتن در سال 1921 به عضويت انجمن پادشاهى لندن انتخاب شد و در همين سال موفق به دريافت جايزه نوبل، در رشته فيزيك گرديد و در انجمنها و محافل علمى و پژوهشى، به عنوان نابغه زمان شهرت يافت، به طورى كه دانشگاههاى ژنو، منچستر، روستوك و بريستون و... كرسىهاى تدريس را در اختيارش گذاشتند و با ارائه دكتراى افتخارى، به عنوان استاد، او را دعوت به كار نمودند.
هنگام جنگ جهانى دوم آدولف هيتلر صدراعظم ديكتاتور آلمان از آلبرت اينشتن دعوت كرد، كه به آلمان برود، اما اينشتن نپذيرفت، هيتلر ناراحت شد و براى كسى كه آلبرت اينشتن را به قتل برساند و سر او را بياورد، بيست هزار مارك جايزه تعيين كرد.
در سال 1933 به واسطه روحيه ضد يهودى كه در آلمان هيتلرى حكمفرما بود، آلبرت اينشتن از اروپا مهاجرت كرد و به آمريكا رفت و ظاهرا به تبعيت دولت آمريكا درآمد و در دانشگاه پريستون به مطالعه، تحقيق و پژوهش پرداخت.
نظريات آلبرت اينشتن در مورد نسبيت، در ابتداء سخت و مشكل مىنمود، ولى هرچه بيشتر زمان گذشت، دانشمندان به عمق انديشه و فكر فوقالعاده اينشتن بيشتر پى بردند.
آلبرت اينشتن نتايج فرضيه نسبيت خود را در محاسبه قوه جاذبه و نجوم بكار برد، تا آنجا كه توانست بيشتر از نيوتن، به تحقيقات در اين رشته كمك نمايد.
كشف انرژى اتمى و مطالعه در مورد حركت ذرات حرارت، كه آلبرت اينشتن آن را حركت برونيان ناميده است و هم چنين قانون تشعشع و سنجش نور و اثرات فتو الكتريك، از ديگر كارهاى مهم اينشتن بود.
نظريات و تحقيقات اينشتن، انقلاب عظيمى در طرز تفكر علمى بشر بوجود آورد. او تنها به علوم طبيعى و رياضيات نمىپرداخت، بلكه علاوه بر فعاليتهاى پژوهشى در رشته فيزيك، يك موسيقى دان زبردست هم بود.
آلبرت اينشتن در كارهاى سياسى به خصوص مسائل زيونيسم نيز فعاليت داشت. بسيار علاقمند بود، كه معلم شود، تا مبجور نگردد، در مبارزات زندگى كه يكى را به جان ديگرى مىاندازد، شركت كند.
آلبرت اينشتن از لحاظ حمايت از صلح نيز به نوع بشر خدمت كرد و در جامعه ملل اول، عضو كميته مخصوص مطالعه جهت تحريم كامل جنگ بود.
نام اين انديشمند بزرگ در اعصار آينده، نه تنها به مناسبت نظريات و اكتشافات او در اتم و الكترون مورد تقدير قرار مىگيرد، بلكه تلاش و كوشش اين مرد بزرگ، در راه برقرارى صلح بين ملل جهان نيز موجب شد، كه نامش هرگز فراموش نگردد.
آلبرت اينشتن در سالهاى آخر عمرش، مرتب زمزمه مىكرد كه:
آيا اين جهان چيست؟
آيا به حل معماى وجود موفق مىشوم؟ و... و...
بنا به پيشنهاد دانشمندان، آلبرت اينشتن قبول كرد كه پس از مرگ، مغزش در اختيار علماء و محققين قرار گيرد.
روز هيجدهم آوريل سال 1955 ميلادى، آلبرت اينشتن در سن هفتاد و شش سالگى به علت بيمارى و تصلب شرائين در آمريكا بدرود حيات گفت و بر اساس وصيت خودش، هيچ تشييع جنازهاى برايش بعمل نيامد.
حادثه مرگ اين دانشمند توانا، ضايعه غيرقابل جبران و از هر جهت تاسفآور بود و شايد سالهاى سال بگذرد تا بشريت با اينشتن ديگرى روبرو شود.
وى در سن بيست و دو سالگى، بر اثر مشكلات مادى زندگى، به عنوان عضو اداره ثبت اختراعات مشغول بكار گرديد، اما لحظهاى از پژوهشهاى علمى باز نمىايستاد و اوقات فراغت خود را به تحقيق و مطالعه مىپرداخت.
مطالعه تجارب آلبرت ميكس آمريكائى، او را سخت به فكر و انديشه مشغول كرد و در سن بيست و شش سالگى تئورى خود را در مورد نسبيت منتشر كرد.
اين تئورى كه به تئورى نسبيت اينشتن معروف مىباشد و كمتر كسى است، كه قادر باشد، آن را به طور كامل درك نمايد، آلبرت اينشتن را مشهور نمود. اما آوازه شهرت براى او مايه دردسر بود، زيرا آلبرت علاقهاى به شهرت نداشت و گمنامى را بر آن ترجيح مىداد.
در سال 1913 دانشگاههاى زوريخ، پراك و برلن او را براى تدريس دعوت كردند و به خدمت در آموزش و گسترش علم گماردند.
در سال 1916 با رفاه مادى كه براى او ايجاد كردند، از آلبرت اينشتن خواستند كه تمام وقت و نيروى خود را صرف پژوهشهاى علمى نمايد. با ادامه كارهاى تحقيقاتى و علمى، اينشتن در سال 1921 به عضويت انجمن پادشاهى لندن انتخاب شد و در همين سال موفق به دريافت جايزه نوبل، در رشته فيزيك گرديد و در انجمنها و محافل علمى و پژوهشى، به عنوان نابغه زمان شهرت يافت، به طورى كه دانشگاههاى ژنو، منچستر، روستوك و بريستون و... كرسىهاى تدريس را در اختيارش گذاشتند و با ارائه دكتراى افتخارى، به عنوان استاد، او را دعوت به كار نمودند.
هنگام جنگ جهانى دوم آدولف هيتلر صدراعظم ديكتاتور آلمان از آلبرت اينشتن دعوت كرد، كه به آلمان برود، اما اينشتن نپذيرفت، هيتلر ناراحت شد و براى كسى كه آلبرت اينشتن را به قتل برساند و سر او را بياورد، بيست هزار مارك جايزه تعيين كرد.
در سال 1933 به واسطه روحيه ضد يهودى كه در آلمان هيتلرى حكمفرما بود، آلبرت اينشتن از اروپا مهاجرت كرد و به آمريكا رفت و ظاهرا به تبعيت دولت آمريكا درآمد و در دانشگاه پريستون به مطالعه، تحقيق و پژوهش پرداخت.
نظريات آلبرت اينشتن در مورد نسبيت، در ابتداء سخت و مشكل مىنمود، ولى هرچه بيشتر زمان گذشت، دانشمندان به عمق انديشه و فكر فوقالعاده اينشتن بيشتر پى بردند.
آلبرت اينشتن نتايج فرضيه نسبيت خود را در محاسبه قوه جاذبه و نجوم بكار برد، تا آنجا كه توانست بيشتر از نيوتن، به تحقيقات در اين رشته كمك نمايد.
كشف انرژى اتمى و مطالعه در مورد حركت ذرات حرارت، كه آلبرت اينشتن آن را حركت برونيان ناميده است و هم چنين قانون تشعشع و سنجش نور و اثرات فتو الكتريك، از ديگر كارهاى مهم اينشتن بود.
نظريات و تحقيقات اينشتن، انقلاب عظيمى در طرز تفكر علمى بشر بوجود آورد. او تنها به علوم طبيعى و رياضيات نمىپرداخت، بلكه علاوه بر فعاليتهاى پژوهشى در رشته فيزيك، يك موسيقى دان زبردست هم بود.
آلبرت اينشتن در كارهاى سياسى به خصوص مسائل زيونيسم نيز فعاليت داشت. بسيار علاقمند بود، كه معلم شود، تا مبجور نگردد، در مبارزات زندگى كه يكى را به جان ديگرى مىاندازد، شركت كند.
آلبرت اينشتن از لحاظ حمايت از صلح نيز به نوع بشر خدمت كرد و در جامعه ملل اول، عضو كميته مخصوص مطالعه جهت تحريم كامل جنگ بود.
نام اين انديشمند بزرگ در اعصار آينده، نه تنها به مناسبت نظريات و اكتشافات او در اتم و الكترون مورد تقدير قرار مىگيرد، بلكه تلاش و كوشش اين مرد بزرگ، در راه برقرارى صلح بين ملل جهان نيز موجب شد، كه نامش هرگز فراموش نگردد.
آلبرت اينشتن در سالهاى آخر عمرش، مرتب زمزمه مىكرد كه:
آيا اين جهان چيست؟
آيا به حل معماى وجود موفق مىشوم؟ و... و...
بنا به پيشنهاد دانشمندان، آلبرت اينشتن قبول كرد كه پس از مرگ، مغزش در اختيار علماء و محققين قرار گيرد.
روز هيجدهم آوريل سال 1955 ميلادى، آلبرت اينشتن در سن هفتاد و شش سالگى به علت بيمارى و تصلب شرائين در آمريكا بدرود حيات گفت و بر اساس وصيت خودش، هيچ تشييع جنازهاى برايش بعمل نيامد.
حادثه مرگ اين دانشمند توانا، ضايعه غيرقابل جبران و از هر جهت تاسفآور بود و شايد سالهاى سال بگذرد تا بشريت با اينشتن ديگرى روبرو شود.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ساعت 14:46 توسط سرباز گمنام آقا صاحب الزمان(عج)
|
تمامی مطالب وبلاگ با ذکر سه صلوات جهت ظهور اقا و مولایمان حضرت مهدی موعود (عج الله ) رایگان می باشد.